خرید بک لینک
خیلی وقت بود میخواستم بیام و بنویسم، بنویسم از دلتنگی هام ولی فرصت نمیشد یا فقط چیزای مهم رو مینوشتم. ولی اینبار بالاخره فرصتش شد تا بیام از خودم و احساسات و دلتنگی هام بنویسم. بنویسم که خسته شدم از ا

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

از این چند روزی که گذشت بگم براتون که شنبه بعد از امتحان بچه ها با آیدا قرار داشتم و رفتیم کافی شاپ یه 2 ساعتی اونجا بودیم و بشقاب ونیزی سفارش دادیم که عالی بود و خیلی خوشمزه بود کلی هم حرف زدیم و خند

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

این چند روزه هم که تو گروه همکلاسیام همه ش جشن و وبلاگ عروس کلمه یه، یکی دیگه از همکلاسیامونم فردا شب جشن عقدشه، یکی دیگشونم که هفته ی گذشته بود، خدا رو شکر کم کم همه دارن به سر و سامون میرسن. پس فردا صبح هم اگه

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

سلام گفته بودم که یه سفر کوتاه میریم، روز چهارشنبه چهار صبح دم در آژانس بودیم و تقریبا 4 و نیم حرکت کردیم به سمت بروجرد، طرفای 11 رسیدیم به تپه چغا یا همون بام بروجرد. اونجا ناهار خوردیم و یکم استراح

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

بگم براتون که ما یکشنبه ی هفته ی گذشته حرکت کردیم به سمت وبلاگ تهران کلمه ،یه سره رفتیم تا بروجرد اونجا واسه ناهار توقف کردیم یه کبابی دور همون میدون معروفش که از قضا بابامو میشناخت از بس که چندین بار رفتن اونجا

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

خب تا شنبه ی همین هفته گفتم که کلاسام تشکیل شدن و رفتم سر کار دوباره، روزای هفته به روال میگذشت و منتظر بودم تا 5 شنبه بیاد که برم عروسی همون دوستم که براتون گفتم، تا یکشنبه دیدم که تو اینستاش فیلم از

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

خب شهریور هم به پایان رسید و خدا رو شکر همونطوری بود که انتظار داشتم. حالا برای این چند روزی که تعطیله کلی برنامه ریختم از شستن پرده های اتاقم تا تمیز کردن اتاق و گرد گیری و کارای عقب افتاده. خدا رو ش

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

خب خب بگم براتون از این مدتی که گذشت در واقع بعد از تاسوعا. هفته ی اول مهر که خیلی شلوغ گذشت صبح و عصر کاملا گرفتار بودم. هفته ی دوم هم کم و بیش شلوغ بود. توی این مدت جمعه با بهترین دوستم رفتیم پارک

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

سلااااام بعد از قرن ها برگشتم. امروز بالاخره یه وبلاگ بارون کلمه حسابی زد و تمام شهر و شست و تمیز کرد. روز خیلی خوبی بود، روزای جمعه کلا خوبه، صبحش همیشه تا ظهر تمرین موسیقی داریم و امروزم که عالی بود، وبلاگ بارون کلمه بار

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

خب به سلامتی ماه صفرم تموم شد و عروسی و جشن مهمونی و شادی شروع شد. آقا این سه روز من همه ش به گشت و گذار به همراه روضه طی شد. از سه شنبه هر روز صبح میرفتیم روضه ی مامان بزرگم که بعد از سالها که از فوت

برچسب: نویسنده: بهراد رضایی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 14:02

صفحه بندی